پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

آن قوم که احرام سر کوی تو بستند

تا سر ننهادند به راهت ننشستند

هر چند که هرگز می و میخانه ندیدند

همواره ز شوق لب میگون تو مستند

خوش حال شهیدان فراق تو که باری

رفتند و ازین داغ جگرسوز برستند

زینسان که تو را دوست گرفتند محبان

ترسم که ازین پس به خداییت پرستند

منبرشکنان را چه ترقی شود از وعظ

زینسان که فرود آمده در پایه پستند

از دام علایق به غم عشق توان جست

خوشوقت کسانی که ازین دام بجستند

چون جام تنک بود دل نازک جامی

کز سنگ ستم سیمبرانش بشکستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲با آنکه اهل دل ز علایق مجردند
  2. شمارهٔ ۲۸۳سپاه دوست کزین سو سوار می گذرید
  3. شمارهٔ ۲۸۴ای کسانی که در آن کوی گذاری دارید
  4. شمارهٔ ۲۸۵میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد
  5. شمارهٔ ۲۸۶آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد
  6. شمارهٔ ۲۸۷تیر تو افتاد دور جان من افگار کرد
  7. شمارهٔ ۲۸۸مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد
  8. شمارهٔ ۲۸۹آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.