پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۷۴ - در بیان آنکه آدمی کمال و نقصان خود را نمی داند زیرا که او مخلوق از برای خود نیست بلکه از برای غیر خود است فالذی خلقه انما خلقه لنفسه لاله فما اعطاه الا ما یصلح ان یکون له تعالی فلو علم انه مخلوق لربه لعلم ان الله خلق الخلق علی اکمل صورة تصلح لربه

آدمی را همیشه معتقد است

که مگر آفریده بهر خود است

هر چه او را فتد مناسب حال

داندش از قبیل خیر و کمال

وانچه پنداردش منافی آن

داردش از مقوله نقصان

لیکن این اعتقاد عین خطاست

زانکه او آفریده بهر خداست

حق پی هر چه آفرید او را

نیست امکان بر آن مزید او را

در حقیقت کمال او آنست

کز وجودش مراد یزدانست

حق نخواهد ز هستی اشیا

جز ظهور صفات یا اسما

هر چه در عرصه جهان پیداست

هدف حکم اسمی از اسماست

گر نباشد وجود او بالفرض

حکم آن اسم کی پذیرد عرض

ولهذا رسول کرد خطاب

پیش ازین با معاشر اصحاب

گفت اگر ناید از شما عملی

که در آن باشد از گنه خللی

آفریند خدا خطاکیشان

که گناه آید و خطا زیشان

تا کنند از گناه استغفار

حکم غفار را کنند اظهار

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۷۶ - در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزاآدمی چیست برزخی جامع
  2. بخش ۷۷ - داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گفت یا رب لم خلقت الخق؟ حضرت سبحانه در جواب وی گفت کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرفگفت داوود با خدای به راز
  3. بخش ۷۸ - اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفاتعلم حق است کامده ست پدید
  4. بخش ۷۹ - در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب الذات و عدم تمایز ایشان از یکدیگر لا علما و لا عینا و تمایز ایشان فی ثانی رتب الذات علما لا عینا و ظهور ایشان فی مراتب الکون متفرقة مفصلة پس ظهور ایشان در مرتبه انسان کامل مجتمعة وحدانیة کما فی ابود جمله شئون حق ز ازل
  5. بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولاهیچ موجود نیست در عالم
  6. بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان استحد انسان به مذهب عامه
  7. بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستندنحویی گفت در حضور عوام
  8. بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقةپیر دهقان چو دانه گندم
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.