پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقة

پیر دهقان چو دانه گندم

در زمین بهر کشت سازد گم

هفته ای را ز زیر خاک کثیف

بر زند سر یکی گیاه ضعیف

چون ازین حال بگذرد یکچند

شود از تربیت قوی و بلند

بعد ازان خوشه آورد بر سر

دانه در وی هنوز تازه و تر

نورسی گر درین همه احوال

کند از پیر سالخورده سؤال

کین چه چیز است، در مقابل آن

غیر گندم نیایدش به زبان

لیک پوشیده نیست مردم را

کانچه خاصیت است گندم را

هست در وی هنوز بالقوه

فهی بالفعل غیر ممحوه

نه ازو نان پزد کسی و نه آش

نشود صرف در وجوه معاش

اسم گندم لبیب ذو تمییز

به تجوز کند بر او تجویز

لیک چون پخته و رسیده شود

به سرا و دکان کشیده شود

نام گندم محاسب ارزاق

به حقیقت بر او کند اطلاق

آدمی را شود طعام و غذی

بلکه او را شود تمام مذی

هستی خود کند در او فانی

سر برآرد ز جیب انسانی

همچنین هر که از زمین و بال

نکشیده ست سر به اوج کمال

چون گیاه فتاده بر خاک است

نام مردم بر او نه ز ادراک است

مگر از تاب علم و آب عمل

همه احوال او شود مبدل

گردد از وی صفات نقصان گم

چون گیاهی که می شود گندم

شود اندر خدای همواره

چون غذا محو در غذا خواره

بر بنی نوع خود شود فایق

آن که این اسم را بود لایق

لیک گر بازجویی آن انسان

که بود فعل و سیرتش این سان

یابیش زیر گنبد دولاب

همچو سیمرغ و کیمیا نایاب

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۸۵ - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوستچون ز نفس و حدیثش آیی تنگ
  2. بخش ۸۶ - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کردهست حق را دو اسم کارگزار
  3. بخش ۸۷ - مناجاتای خدا کمترین گدای توام
  4. بخش ۸۸ - انتقال از استعاذه به بسملهچون زبان و جنان و ارکان را
  5. بخش ۸۹ - اشارة حرفیة الی الباءبا که از بسمله ست حرف نخست
  6. بخش ۹۰ - اشارة حرفیة الی الالف«الف » اسم پیشتر از «با»
  7. بخش ۹۱ - در بیان معنی اسم اللههر تعین که گشت لا حق ذات
  8. بخش ۹۲ - در بیان معنی اسم الرحمان و اسم الرحیمهست اسم وجود حق رحمان
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.