پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۸۹ - اشارة حرفیة الی الباء

با که از بسمله ست حرف نخست

بر بواقی ازان ترفع جست

که ز رفعت گذشت و خفض گزید

به چنین رفعتی ز خفض رسید

به تواضع چو ساخت خود را پست

حق گرفتش بدان ترفع دست

پست شو پست تا بلند شوی

بهره بفکن که بهره مند شوی

دانه اول فتاد پست به خاک

تا ازان سر کشید بر افلاک

چون خود از جیب کسر بر زد سر

آن صفت شد به جار او منجر

زانکه مجرور خویش را جار است

خو گرفتن ز جار ناچار است

هر که دارد ز خصلتی مایه

اثر آن رسد به همسایه

کرد گویی بدین حیث اشعار

آن که الجار گفت ثم الدار

فقر خواهی به اهل فقر نشین

همنشینی به اهل فقر گزین

تا کنی کسب ازان فریق اثری

گرچه زان کسب نبودت خبری

طبع دزدد ز یار بهتر خوی

نافه گیرد ز مشک اذفر بوی

عامل اندر حروف بسمله نیست

غیر «بی » از حروف عامله نیست

از عمل نیست یک نفس خالی

از عمل یافت منصب عالی

درجات رفیع در دو سرا

مبتنی بر عمل فتاد تو را

رو ز قرآن الیه یصعد خوان

کش بود تا به یرفعه میدان

تا بدانی که طیب از کلمات

یعنی ارواح ناجی از ظلمات

چون به اوج بقا کنند صعود

جز به قدر عمل نخواهد بود

«بی » که بنشست در مقام «الف »

چون خلیفه به جای مستخلف

آنچه مستخلف از ترفع شان

داشت بنمود در خلیفه عیان

طول قد الف ازین معنی

می نماید کنون ز صورت «بی »

ور نه «بی » در مواضع دیگر

منخفض بود و نافراخته سر

پادشاهان خلیفگان حق اند

در خلافت همه بر این نسق اند

هر چه دارند اتصاف بدو

ز اقتدار و نفاذ امر علو

وصف های حق است عز و جل

گشته ظاهر ولی به قدر محل

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۹۱ - در بیان معنی اسم اللههر تعین که گشت لا حق ذات
  2. بخش ۹۲ - در بیان معنی اسم الرحمان و اسم الرحیمهست اسم وجود حق رحمان
  3. بخش ۹۳ - در انتقال از بسمله به تلاوت کلام اللهبه تعوذ چو پاک کردی راه
  4. بخش ۹۴ - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنهرب تال یفوه بالقرآن
  5. بخش ۹۵ - حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیستمبتلایی به عشق بدخویی
  6. بخش ۹۶ - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل استحکم لعنت ز فعل بی اخلاص
  7. بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخمرد مخلص نگشته از خود پاک
  8. بخش ۹۸ - تمثیلخس و خاشاک بین که در تگ پا
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.