پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۹۲ - در بیان معنی اسم الرحمان و اسم الرحیم

هست اسم وجود حق رحمان

باعتبار العموم للاعیان

رحمتی در کمال بسط و سعت

مستفاد از «و رحمتی و سعت »

نیست غیر از وجود عام مفاض

بر حقایق ز واهب فیاض

اسم رحمان ازان بود مشتق

لفظ او خاص و معنیش مطلق

لفظ او بی وقوع سهو و غلط

می شود بر خدا مقول فقط

لیک معنیش شامل و عام است

کون را گشته خوان انعام است

عکس اینست حکم اسم رحیم

باعتبار الخصوص و التعمیم

هست اسم وجود حق اما

متخصص به موجب اشیا

بخشد از خوان رحمت القصه

طالبان وجود را حصه

لفظش افتاد بی خلاف و شقاق

بر حق و خلق جایزالاطلاق

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۹۴ - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنهرب تال یفوه بالقرآن
  2. بخش ۹۵ - حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیستمبتلایی به عشق بدخویی
  3. بخش ۹۶ - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل استحکم لعنت ز فعل بی اخلاص
  4. بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخمرد مخلص نگشته از خود پاک
  5. بخش ۹۸ - تمثیلخس و خاشاک بین که در تگ پا
  6. بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حبار دیگر چو برد حضرت شاه
  7. بخش ۱۰۰ - تمثیلسگکی می شد استخوان به دهان
  8. بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شدگازری در در نواحی بغداد
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.