پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۹۶ - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل است

حکم لعنت ز فعل بی اخلاص

نیست با قاریان قرآن خاص

بس مصلی که در میان نماز

می کند بر خدای عرض نیاز

چون در صدق نیست باز بر او

می کند لعنت آن نماز بر او

این بود حال سایر قربات

چون صیام و قیام و حج و زکات

هر چه اخلاص نیست اکسیرش

گر زر ناب کم ز مس گیرش

چیست اخلاص آنکه کسب و عمل

پاک سازی ز شوب نفس دغل

نه در آن صاحب غرض باشی

نه ازان طالب عوض باشی

کیسه خود ازو بپردازی

سایه خود بر او نیندازی

حول خود از میانه برداری

قوت خود تمام بگذاری

حول و قوت ز فضل حق بینی

گل حکمت ز باغ حق چینی

بخشش محض بینی اش ز خدا

بر تو جاری شده ز وهب عطا

لیک با این همه خجل باشی

فعل ناکرده منفعل باشی

زانکه آن فعل گرچه فضل حق است

مبتنی بر قضای ما سبق است

مظهر آن تویی و در ظاهر

ساری احکام مظهر و سایر

گرچه خالیست فعل حق ز خلل

ناقص آمد عمل ز نقص محل

آب باران که فصل فروردین

آمد از آسمان به سوی زمین

بود شیرین ولی به عرصه دشت

شور شد چون به خاک شوره گذشت

بود جان بخش بوی باد شمال

که وزید از مهب لطف و جمال

بر بیابان گرم کرد مرور

یافت اسم سموم و نعت حرور

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۹۸ - تمثیلخس و خاشاک بین که در تگ پا
  2. بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حبار دیگر چو برد حضرت شاه
  3. بخش ۱۰۰ - تمثیلسگکی می شد استخوان به دهان
  4. بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شدگازری در در نواحی بغداد
  5. بخش ۱۰۲ - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طورهفرخ آن کس که وار خود بشناخت
  6. بخش ۱۰۳ - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اولبه تمنای سیر و نیت گشت
  7. بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مردپهلوانی ز پر دلان عجم
  8. بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوریمرد غوری گرسنه و تشنه
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.