پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد

پهلوانی ز پر دلان عجم

می زد اندر طواف کعبه قدم

دید گریان مخنثی بر خاک

روی بنهاده پیرهن زده چاک

نوحه ای برگرفته عالم سوز

کای گنه بخش معذرت آموز

از گنه گرچه کوه البرزم

به کمال کرم بیامرزم

پهلوان را بسوخت دل گفتا

کای خداوند مکه و بطحا

لطف کن داد این مخنث ده

یا گناهش به گردن من نه

ور نه از بیم تو بخواهد مرد

داغ حرمان به گور خواهد برد

گر چنین پهلوان نباشد یافت

روی از همرهان نشاید تافت

هر که یابی ز طور او بویی

کش بود جذب حق سر مویی

رشته صحبتش ز کف مگذار

زانکه موییست در رسن بسیار

هر که تنها رود چو آن غوری

باز گردد به درد و رنجوری

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کردکل من کان یوثر العزله
  2. بخش ۱۰۷ - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوانعزلت سالکان بود به جسد
  3. بخش ۱۰۸ - در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشدآن یکی از همه جهان بجهد
  4. بخش ۱۰۹ - تمثیلگفت روباه بچه با روباه
  5. بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرفوان دگر رخت و بار برده به غار
  6. بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهبراهبی راه بی غبار گرفت
  7. بخش ۱۱۲ - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتادههر که درویش ازو بود بیزار
  8. بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازندآن که شرع خدای ازوست تباه
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.