پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۰۷ - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوان

عزلت سالکان بود به جسد

عزلت عارفان به هوش و خرد

آن بود عزلت جسد که مدام

بگسلی از همه چه خاص و چه عام

در بر اهل زمانه در بندی

جا به جز کنج خانه نپسندی

پا نفرسایی از خروج و دخول

لب نیالایی از کلام فضول

به مقالات خلق دم نزنی

به ملاقاتشان قدم نزنی

خسرشان عین سود انگاری

بخلشان محض جود پنداری

پیش ازان کت برد اجل ز همه

ببری رشته امل ز همه

عزلت هوش آنکه غیر خدای

در حریم دلت نیابد جای

واکنی اندک اندک اندیشه

از همه تا شوی یک اندیشه

چون یک اندیشگیت پیشه شود

دولت گه گهت همیشه شود

هر چه بند تو بندگی گردد

بندگی جمله زندگی گردد

بی نشان بنده ای شوی احدی

جان فشان زنده ای شوی ابدی

بی نشانی و جانفشانی تو

گردد اسباب زندگانی تو

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۰۹ - تمثیلگفت روباه بچه با روباه
  2. بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرفوان دگر رخت و بار برده به غار
  3. بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهبراهبی راه بی غبار گرفت
  4. بخش ۱۱۲ - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتادههر که درویش ازو بود بیزار
  5. بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازندآن که شرع خدای ازوست تباه
  6. بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارفزاهدی می گذشت در راهی
  7. بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلقوان دگر آن که صحبت مولا
  8. بخش ۱۱۶ - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارمکلکی بود عاشق گلکی
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.