پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

وان دگر آن که صحبت مولا

کرد ایثار بر همه دنیا

روز و شب صحبت خدای گزید

دل ز پیوند ماسوا ببرید

کرد خالی ز ما خلق خود را

داد یکبارگی به حق خود را

دست و دل از هر آرزو بگسست

هر چه شد قید او ازو بگسست

صحبتی در گرفت تنگ بسی

که نگنجید در میانه کسی

مگر آن کس که محو خود کرده ست

ترک پیوند نیک و بد کرده ست

کرده بر خویش جیب هستی شق

بر زده سر ز جیب هستی حق

خاک بر حرف خویش پاشیده

بل کزین دفترش تراشیده

از من و ما نهاده بیرون پای

سر مویی نمانده زو بر جای

یکسر از موی هستی خود رست

موی را نیست جای و او را هست

بس که خود را ز موی سنجد کم

گنجد آنجا که مو نگنجد هم

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۱۷ - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمدقدوه عارفان به سر قدم
  2. بخش ۱۱۸ - اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت استچون نشستن خموش نتوانم
  3. بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده استگشت پرباد مفسدی را بوق
  4. بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسدآدمی ز اصل فطرت آمد صاف
  5. بخش ۱۲۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمتمصطفی کش جوامع الکلم است
  6. بخش ۱۲۲ - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنندقول صادر ز فاعل مختار
  7. بخش ۱۲۳ - بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آنهر نفس نورسیده مهمانیست
  8. بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آنچون سکندر به قصد آب حیات
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.