پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده است

گشت پرباد مفسدی را بوق

برد نفسش نفیر بر عیوق

شد پی میل خویش مکحله جوی

کرد صحرا و دشت در تک و پوی

اشتری یافت ناگهان ماده

بهر مقصود خویش آماده

خواست با او شود به زودی جفت

اشتر از کار سرکشید و نخفت

چون میسر نشد تمنایش

بست چوبی به عرض بر پایش

پا بر آنجا نهاد و پیش خزید

مرده ریگش به آنچه خواست رسید

بود در کار خود بدان تلبیس

شد مصور به پیش او ابلیس

گفت ای بد سیر چه کار است این

مایه صد هزار عار است این

هر که می بیند از شریف و وضیع

از تو این صورت رکیک و شنیع

پیش ازان کاندر آن زند طعنت

بر من از جهل می کند لعنت

به خدا تا من از عناد و جحود

ز آدم و آدمی شدم مردود

هرگز این حیله در دلم نخلید

وین قباحت به خاطرم نرسید

خود زنی در چنین مکاید گام

من به تلقین آن شوم بدنام

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۲۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمتمصطفی کش جوامع الکلم است
  2. بخش ۱۲۲ - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنندقول صادر ز فاعل مختار
  3. بخش ۱۲۳ - بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آنهر نفس نورسیده مهمانیست
  4. بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آنچون سکندر به قصد آب حیات
  5. بخش ۱۲۵ - در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندرچون رسید از خدا کتاب و رسول
  6. بخش ۱۲۶ - سؤال و جوابگر تو گویی به حکم عقل روا
  7. بخش ۱۲۷ - التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجاتیا جلی الظهور و الاشراق
  8. بخش ۱۲۸ - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکینشاه این راه کز سر معنی
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.