پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب

گر تو گویی به حکم عقل روا

نیست قلب حقایق اشیا

عرض آخر چه سان شود جوهر

یا معانی بدل به ذات و صور

گویم این نیست از مقوله قلب

تاتو نفیش کنی بزودی و سلب

بلکه چون بر حقیقت واحد

در مراتب وجود شد وارد

زو به هر مرتبه نمود اثری

که ندارد نمود در دگری

در همه ذهن ها به قول اصح

عین اشیا بود نه ظل و شبح

لیکن اندر وجود ذهنی شان

نیست ز احکام نفس الامر نشان

جوهر اندر وجود ذهنی خود

هست قایم به ذهن اهل خرد

لیکن اندر وجود نفس الامر

نیست در ذهن کس چه زید و چه عمرو

در وجودین خویشتن دائم

گاه لا قائم است و گه قائم

حکم اثبات لاقیام و قیام

ز اختلاف مراتب است و مقام

همچنین در وجود فی الاعیان

که وجودیست خارج اذهان

متعدد مواطن است و رتب

که بود زان ذهول مستغرب

آن رتب چیست حس و روح و خیال

هر یکی عالمی به استقلال

وان مواطن چو دنیی و برزخ

نشات بهشت یا دوزخ

یک حقیقت ز اختلاف ظهور

چون بر اینها کند مرور و عبور

نیست پوشیده بر ذوی الافهام

که بر او مختلف شود احکام

در یکی از مقوله هیئات

باش گو و اندر آن دگر ز ذوات

در یکی از معانی و اوصاف

که بر اعیان بود مفاض و مضاف

در دگر از شماره اعیان

که بود در مراتب امکان

بنگر اندر حقیقت هستی

کوست اصل بلندی و پستی

که چه سان در مراتب و اطوار

مختلف می نمایدش آثار

گاه تابع بود گهی متبوع

گاه سامع شود گهی مسموع

گه کند جلوه بالتبع چو صفات

گه کند بالاصاله همچو ذوات

اهست یک جا به غیر خود قائم

جای دیگر به ذات خود دائم

وین تغیر به فهم اهل ادب

در اضافات واقع است و نسب

پایه عز ذات ازان اعلاست

کش تو گویی فزود یا خود کاست

جاودان در مقر اجلال است

وز ازل تا ابد به یک حال است

دامن قدس او کجا شاید

کز خیال تغیر آلاید

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۲۸ - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکینشاه این راه کز سر معنی
  2. بخش ۱۲۹ - جواب دیگر بر سبیل تنزل از سؤال لزوم انقلاب حقایقزان سخن گوش کن جواب دگر
  3. بخش ۱۳۰ - در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم که گفت لقیت ابراهیم لیلة اسری بی فقال یا محمد اقراء امتک منی السلام و اخبر هم ان الجنة طیبة التربة عذبة الماء و انها قیعان و ان غراسها سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبریاد کن آنکه در شب اسرا
  4. بخش ۱۳۱ - اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع استچون سوم رکن از ولایت جوع
  5. بخش ۱۳۲ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطینمصطفی گفت هر که کرد انفاق
  6. بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باقکل ما کان عندکم ینفد
  7. بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبهمصطفی گفت آدمیزاده
  8. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.