پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باق

کل ما کان عندکم ینفد

دام ما عنده الی السرمد

وضع آن اندر آب و گل نبود

موضعش غیر جان و دل نبود

نشود حبه ای ازان ضایع

روز محشر شود به او راجع

خانه تن خرابه ایست کهن

لله و فی الهش عمارت کن

لقمه هایی که مشتهای دل است

بهر این خانه مشت های گل است

چون کفایت همی کند دو سه مشت

چند گل می کشی به گردن و پشت

گل مزن می نگویمت به گزاف

گل همی زن ولی به قدر کفاف

هست چندان بس از شراب و طعام

که به طاعت توان نمود قیام

ور فزایی بر آن سرف باشد

کی سرف مایه شرف باشد

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
  2. بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آعارفی در طریق حق سندی
  3. بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراریجوع آیین سالک راه است
  4. بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قربپی به مقصود کی برد سالک
  5. بخش ۱۳۹ - در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرایحذر از صوفیان شهر و دیار
  6. بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیلسائلی گفت با کسی به عجب
  7. بخش ۱۴۱ - تتمه سخنچون یکی لحظه گفت و گو کردند
  8. بخش ۱۴۲ - حکایت بر سبیل تمثیلبا پسر گفت لولیی در ده
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.