پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۴۱ - تتمه سخن

چون یکی لحظه گفت و گو کردند

هر فتوحی که بود آوردند

شیخ مالید دست و پیش نشست

برد اول به نان و حلوا دست

پاره ای خورد و پاره ای بگذاشت

پاره ای بخش غایبان برداشت

نقل و خرما به دست خود سره کرد

نامزد از برای شبچره کرد

بهر اهل فتوح فاتحه خواند

وز پی فاتحه معارف راند

گاه تفسیر گفت و گاه حدیث

گاه تسویل های دیو خبیث

یک زمان از سخن نیارامید

تا به نقل مشایخ انجامید

گاهی از شیخ خویش راند سخن

گاهی از شیخ شیخ پیر کهن

از کرامات آن دقایق خواند

وز مقامات این حقایق راند

سخنان گفت جمله پخته و نغز

لیک از پوست پی نبرد به مغز

چون تو باشی ز ذوق حال تهی

ذوق و حال کسان چه شرح دهی

خواجه را هیچ نی چه سود فغان

که فلان داشت این و بهمان آن

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۴۳ - تتمه سخنبه سخن شیخ روز را گذراند
  2. بخش ۱۴۴ - حکایت بر سبیل تمثیلعربی را که بود ساکن بر
  3. بخش ۱۴۵ - در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال استخواب مرگ و حیات بیداریست
  4. بخش ۱۴۶ - اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السریروش سالکان که معنوی است
  5. بخش ۱۴۷ - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالهالیک چون نفحه ای ز حق گذرد
  6. بخش ۱۴۸ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی و جنة عرضها السموات و الارضاصل جنات جنت الذات است
  7. بخش ۱۴۹ - در معنی قوله علیه السلام الناس نیام فاذا ماتوا انتبهواقال خیرالوری علیه سلام
  8. بخش ۱۵۰ - حکایت بر سبیل تمثیلداشت در ده مقام بیوه زنی
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.