پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیل

سائلی گفت با کسی به عجب

با فلانت چه نسبت است و نسب

گفت او ترک هست من تاجیک

لیک داریم خویشی نزدیک

دارد او پر درختها باغی

بر یکی کرده آشیان زاغی

هر گه آن زاغ می کشد آوا

آید آوای او بدین مأوا

تا مرا جای بودن این مأواست

گوش من بر صدای آن آواست

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۴۲ - حکایت بر سبیل تمثیلبا پسر گفت لولیی در ده
  2. بخش ۱۴۳ - تتمه سخنبه سخن شیخ روز را گذراند
  3. بخش ۱۴۴ - حکایت بر سبیل تمثیلعربی را که بود ساکن بر
  4. بخش ۱۴۵ - در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال استخواب مرگ و حیات بیداریست
  5. بخش ۱۴۶ - اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السریروش سالکان که معنوی است
  6. بخش ۱۴۷ - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالهالیک چون نفحه ای ز حق گذرد
  7. بخش ۱۴۸ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی و جنة عرضها السموات و الارضاصل جنات جنت الذات است
  8. بخش ۱۴۹ - در معنی قوله علیه السلام الناس نیام فاذا ماتوا انتبهواقال خیرالوری علیه سلام
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.