پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۴۸ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی و جنة عرضها السموات و الارض

اصل جنات جنت الذات است

عرضها الارض و السماوات است

ارض چه بود، حقایق اعیان

مستقر در نشیمن امکان

آسمان چه صفات یا اسما

متأثر ز حکم شان اشیا

بود اعیان باسرها و صفات

مندمج در نخست رتبه ذات

وحدت صرف و هستی ساذج

بود اینها همه در او مدرج

امتیازی و اختلافی نه

اتفاقی و ائتلافی نه

ذات خود را چو کرد بر خود عرض

عرضش این آسمان شد و این ارض

هم درآمد به کسوت اسما

هم برآمد به صورت اشیا

لیک در علم خویش نی در عین

بود در علم مندمج کونین

باز دیگر چو عرض کرد آغاز

کرد ارض و سمای دیگر ساز

ارض شد ملک و آسمان ملکوت

هر دو در تحت سطوت جبروت

شاید چو بار نخست در دومین

عرض او عین آسمان و زمین

هر چه در غیب ذات باطن بود

در شهادت ظهور کرد و نمود

آنچه در وی تجرد و تأثیر

گشت ظاهر شد آسمان و اثیر

آسمانی ولیک روحانی

نه هیولانی و نه جسمانی

وانچه آمد مخالف ارواح

ارض اجساد باشد و اشباح

طبقات است آن زمین و ازان

باشد اطباق آسمان جهان

ذات حق را که جنت آیین است

عرضهاالارض و السما این است

چون عیان شد ز غیب قدس قدم

عرضش این هر دو شد نه بیش و نه کم

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۵۰ - حکایت بر سبیل تمثیلداشت در ده مقام بیوه زنی
  2. بخش ۱۵۱ - قال الله تعالی یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب اللهحسرت از جان او برآرد دود
  3. بخش ۱۵۲ - تنبیه للغافلین و ایقاظ للنائمینای به مهد بدن چو طفل صغیر
  4. بخش ۱۵۳ - قصه روستایی که درازگوش پیر لنگ پشت ریش به بازار خر فروشان برد، دلال فریاد برداشت که کی می خرد خری جوان روان تندرست، روستایی چون آن بشنید باور داشت و از فروختن درازگوش پشیمان شدپاسخش داد کای سلیم القلب
  5. بخش ۱۵۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم احثواالتراب فی وجوه المداحین: کذا فی صحیح المسلم رحمة الله علیه و فیه ایضا مدح رجل عند النبی صلی الله علیه و سلم. قال صلی الله علیه و سلم: ویحک قطعت عنق صاحبکگوش بر مدح مدح گو کم نه
  6. بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود پور عبدالملک به نام هشام
  7. بخش ۱۵۶ - تمام شدن انشاء قصیده فرزدق در مدح امام زین العابدین رضی الله عنه و غضب کردن هشام بر فرزدق و حبس کردن ویچون هشام آن قصیده غرا
  8. بخش ۱۵۷ - خبر یافتن زین العابدین از مدیح فرزدق و دوازده هزار درم فرستادن برای وی و گفتن فرزدق که من اشعار بسیار گفته بودم و مدایح دروغ آورده این ابیات بهر کفارت بعضی از آنها گفتم برای خدای عز و جل و دوستی فرزندان رسول الله صلی الله علیه و سلمقصه مدح بوفراس رشید
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.