پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۴۹ - در معنی قوله علیه السلام الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا

قال خیرالوری علیه سلام

انما الناس هجع و نیام

فاذا جائهم و ان کرهوا

سکرة الموت بعدها انتبهوا

آدمیزاده در مبادی حال

پی نفس و هوا رود همه سال

غیر تن پروری ندارد خوی

سوی دانشوری نیارد روی

خواب غفلت گرفته چشم دلش

نگذشته نظر ز آب و گلش

پی نبرده ز فرط نادانی

جز به لذات جسم و جسمانی

لذت او در آن بود محصور

همت او بر آن بود مقصور

غرض او بود ز جنبش و کسب

اکتساب مراد نفس فحسب

حرکاتش همه هوا و هوس

نزد بی هوای نفس نفس

سکناتش برای نفس تمام

خود نگیرد به غیر نفس آرام

عقل و روح قوا و ارکان را

جمله اقطاع کرده شیطان را

گشته هر یک به شغل دیگر بند

که نیارد گسست ازان پیوند

هر چه با او همی کند شیطان

نیست از وی مخالفت امکان

در کفش مانده سخت مضطر و خوار

همچو آن زن به دست آن عیار

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۵۱ - قال الله تعالی یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب اللهحسرت از جان او برآرد دود
  2. بخش ۱۵۲ - تنبیه للغافلین و ایقاظ للنائمینای به مهد بدن چو طفل صغیر
  3. بخش ۱۵۳ - قصه روستایی که درازگوش پیر لنگ پشت ریش به بازار خر فروشان برد، دلال فریاد برداشت که کی می خرد خری جوان روان تندرست، روستایی چون آن بشنید باور داشت و از فروختن درازگوش پشیمان شدپاسخش داد کای سلیم القلب
  4. بخش ۱۵۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم احثواالتراب فی وجوه المداحین: کذا فی صحیح المسلم رحمة الله علیه و فیه ایضا مدح رجل عند النبی صلی الله علیه و سلم. قال صلی الله علیه و سلم: ویحک قطعت عنق صاحبکگوش بر مدح مدح گو کم نه
  5. بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود پور عبدالملک به نام هشام
  6. بخش ۱۵۶ - تمام شدن انشاء قصیده فرزدق در مدح امام زین العابدین رضی الله عنه و غضب کردن هشام بر فرزدق و حبس کردن ویچون هشام آن قصیده غرا
  7. بخش ۱۵۷ - خبر یافتن زین العابدین از مدیح فرزدق و دوازده هزار درم فرستادن برای وی و گفتن فرزدق که من اشعار بسیار گفته بودم و مدایح دروغ آورده این ابیات بهر کفارت بعضی از آنها گفتم برای خدای عز و جل و دوستی فرزندان رسول الله صلی الله علیه و سلمقصه مدح بوفراس رشید
  8. بخش ۱۵۸ - در بیان آنکه مدح اهل بیت رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم در حقیقت مدح مادح است به محبت و مناسبت با ایشانمادح اهل بیت در معنی
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.