پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری

جوع آیین سالک راه است

شیوه عارفان آگاه است

جوع سالک به اختیار بود

جوع عارف به اضطرار بود

می نماید رونده مرتاض

از مطاعم به قصد خویش اعراض

تا دلش خوی با خوشی نکند

نفسش آهنگ سرکشی نکند

راهش آخر به مقصد انجامد

چون به مقصد رسد بیارامد

مرد عارف چو یافت لذت قرب

نه به اکلش فتد کشش نه به شرب

اکل و شربش چه باشد انس به حق

دایم او در حق است مستغرق

لقمه از خوان یطعمش بینی

شربت از چشمه سار یسقینی

جان او در تجلی صمدی

دارد از حق تسلی ابدی

حاجت خوردن از تهی شکمیست

مر صمد را تو خود بگو چه کمیست

گر صمد را کسی کند تعریف

فهو مالم یکن له تجویف

وصف تجویف خاص امکان است

پری او ز فیض رحمان است

گر نه رحمان کند وجود دهی

ماند از معنی وجود تهی

ذات رحمان چو هست عین وجود

خالی از کجا تواند بود

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۹ - در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرایحذر از صوفیان شهر و دیار
  2. بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیلسائلی گفت با کسی به عجب
  3. بخش ۱۴۱ - تتمه سخنچون یکی لحظه گفت و گو کردند
  4. بخش ۱۴۲ - حکایت بر سبیل تمثیلبا پسر گفت لولیی در ده
  5. بخش ۱۴۳ - تتمه سخنبه سخن شیخ روز را گذراند
  6. بخش ۱۴۴ - حکایت بر سبیل تمثیلعربی را که بود ساکن بر
  7. بخش ۱۴۵ - در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال استخواب مرگ و حیات بیداریست
  8. بخش ۱۴۶ - اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السریروش سالکان که معنوی است
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.