پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۳۲ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطین

مصطفی گفت هر که کرد انفاق

ببرد مزد خویش یوم تلاق

مگر آن هرزه کار بی حاصل

که کند سعی در عمارت گل

هر چه سازد در آب و خاک تلف

نایدش زان به غیر باد به کف

گر تو گویی کسی که دسترسی

یافت، سازد بنای خیر بسی

خانقاه و رباط و مسجد و پل

برکه و حوض بر ممر و سبل

چون بود قصدش از ریا منفک

مزد یابد بر آن عمل بی شک

گویم آری ولی به وجه جواب

با تو گویم دقیقه ای دریاب

قبله گاه توجهات همم

بر دو گونه است در جمیع امم

یا حفوظ نشیمن گل و آب

یا حظوظ ریاض حسن ماب

هر که می خواهد از عمارت گل

فسحت دار و نزهت منزل

یا تفاخر میانه اقران

که بنا کرد مسجدی ویران

چون به اخلاص همت عامل

متجاوز نشد ز عالم گل

نفقاتش در آب و گل موضوع

ماند و او ز اجر او مقطوع

بلکه در حج و عمره و صلوات

چون بود بهر عاجلت نفقات

همه ماند در آب و گل مرهون

ندهد اجر صانع بیچون

هر که را از عمارت گل و آب

هست مقصود کسب قرب و ثواب

چون ز گل درگذشت همت وی

نفاتش همی رود در پی

نفقاتش چو قطع کرد این راه

عندکم بود گشت عندالله

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبهمصطفی گفت آدمیزاده
  2. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
  3. بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آعارفی در طریق حق سندی
  4. بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراریجوع آیین سالک راه است
  5. بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قربپی به مقصود کی برد سالک
  6. بخش ۱۳۹ - در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرایحذر از صوفیان شهر و دیار
  7. بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیلسائلی گفت با کسی به عجب
  8. بخش ۱۴۱ - تتمه سخنچون یکی لحظه گفت و گو کردند
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.