پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۳۱ - اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع است

چون سوم رکن از ولایت جوع

باشد اکنون بدان کنیم رجوع

جوع باشد غذای اهل صفا

محنت و ابتلای کرم هوا

مرده ره راست جوع رأس المال

زان کند اکتساب حسن مال

مصطفی گفت می رود شیطان

همچو خون در مجاری انسان

باید اندر گرسنگی زد چنگ

تا شود بر وی آن مجاری تنگ

کرد گویی نبی بدین گفتار

به عموم تصرفش اشعار

زانکه چون معده پر شود ز طعام

یکسر اعضا فتند در آثام

از ممر همه زند ابلیس

ره بر انسان به حیله و تلبیس

دست حکم خدای نپذیرد

آنچه نبود گرفتنی گیرد

پای راهی رود ز جهل و غرور

به مراحل ز صوب مقصد دور

باصره از دو دیده روشن

در حریم سخط کند روزن

سامعه هوش بر دریچه گوش

کذب و غیبت شنو نمیمه نیوش

ذایقه دایما چه چاشت چه شام

چاشنی گیرد از حلال و حرام

لامسه بالعشی و الاشراق

شاهدان را بسوده ساعد و ساق

باشد القصه در همه اندام

فعل ابلیس را تصرف عام

آدمی را ز بس فریب و فسون

در رگ و پی بود رونده چو خون

چون شود معده از طعام تهی

زان لعین و تصرفش برهی

تنگ گردد همه مجاری او

شوی ایمن ز حیله کاری او

معده سیر است هر یک از اعضا

جوید از مشتهای خویش غذا

ور بود معده جایع و عطشان

بود آن عین سیری ایشان

باش بر جوع و صوم معده دلیر

تا شود مابقی اعضا سیر

گرسنه سر به جیب صبر و ثبات

به که در کسب کردن شهوات

بدری همچو گرگ دیوانه

پوست بر آشناو بیگانه

گرسنه پا به دامن ادبار

پشت بر خلق و روی در دیوار

به که همچون سگان کهدانی

بهر لقمه دمی بجنبانی

جوع تنویر خانه دل توست

اکل تعمیر خانه گل توست

خانه دل گذاشتی بی نور

خانه گل چه می کنی معمور

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باقکل ما کان عندکم ینفد
  2. بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبهمصطفی گفت آدمیزاده
  3. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
  4. بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آعارفی در طریق حق سندی
  5. بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراریجوع آیین سالک راه است
  6. بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قربپی به مقصود کی برد سالک
  7. بخش ۱۳۹ - در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرایحذر از صوفیان شهر و دیار
  8. بخش ۱۴۰ - حکایت بر سبیل تمثیلسائلی گفت با کسی به عجب
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.