پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۲۹ - جواب دیگر بر سبیل تنزل از سؤال لزوم انقلاب حقایق

زان سخن گوش کن جواب دگر

که جز این نیست عین فعل و اثر

بلکه چون از تکرر اعمال

اثری ماند در دل عمال

روز محشر به قدرت قادر

در لباس صور شود ظاهر

نیست صورت بعینها معنی

ره ز صورت بسی ست تا معنی

آن به این منقلب نگردد لیک

کسوتی باشدش مناسب و نیک

ملک خواب را نگر که چه سان

کند اظهار در خیال کسان

بهر هر معنیی ز جنس صور

کسوتی بس مناسب و در خور

چون شوی حرص و آز را مقهور

موش بینی رفیق خود یا مور

چون شود فرج و بطن را مغلوب

از خر و گاو بر تو آید کوب

دید در خواب صاحب خردی

که فم و فرج خلق مهر زدی

خواب خود را به ابن سیرین گفت

ابن سیرین جواب شیرین گفت

گفت ماه صیام قبل الفجر

گفته ای فجر را اذان پی اجر

بانگ بی وقت تو ز اکل و جماع

گشته اهل محله را مناع

از تو آن منع چون مقرر شد

در خیالت چنین مصور شد

همچنین هر صفت ز نقص و کمال

که شود در تو راسخ از افعال

رو نماید به قدرت خالق

در قیامت به صورت لایق

معنی عارضی بود اینجا

صورتی جوهری شود فردا

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۱ - اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع استچون سوم رکن از ولایت جوع
  2. بخش ۱۳۲ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطینمصطفی گفت هر که کرد انفاق
  3. بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باقکل ما کان عندکم ینفد
  4. بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبهمصطفی گفت آدمیزاده
  5. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
  6. بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آعارفی در طریق حق سندی
  7. بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراریجوع آیین سالک راه است
  8. بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قربپی به مقصود کی برد سالک
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.