پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۲۸ - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکین

شاه این راه کز سر معنی

بود ادعوا الی الله ش دعوی

یافت ادعو چو استناد به وی

کرد قید علی بصیره ز پی

یعنی این دعوتم نه بر عمیاست

بینم آن را که از خدا به خداست

بلکه مدعو وی است داعی نیز

در هدی و ضلال ساعی نیز

خود ز خود خویش را به خود خواند

خود کند هر چه خواهد و داند

گمرهان را درین نشیمن بیم

خوانم از اسم منتقم به رحیم

من کیم مر خدای را سایه

اسم هادی دهد مرا مایه

کیست گمراه ظل اسم مضل

ظل بود فی الحقیقه عین مظل

گرچه ما در شمار اسماییم

لیکن از روی ذات یکتاییم

من و هر کس گرفته است سبق

ز من اندر شهود وحدت حق

خلق را سوی حق چنین خوانیم

سر این کار را چنین دانیم

دانم او را ز نقص شرکت پاک

لست ممن یقول بالاشراک

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۳۰ - در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم که گفت لقیت ابراهیم لیلة اسری بی فقال یا محمد اقراء امتک منی السلام و اخبر هم ان الجنة طیبة التربة عذبة الماء و انها قیعان و ان غراسها سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبریاد کن آنکه در شب اسرا
  2. بخش ۱۳۱ - اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع استچون سوم رکن از ولایت جوع
  3. بخش ۱۳۲ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطینمصطفی گفت هر که کرد انفاق
  4. بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باقکل ما کان عندکم ینفد
  5. بخش ۱۳۴ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبهمصطفی گفت آدمیزاده
  6. بخش ۱۳۵ - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعامخواجه را بین که از سحر تا شام
  7. بخش ۱۳۶ - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آعارفی در طریق حق سندی
  8. بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراریجوع آیین سالک راه است
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.