پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف

وان دگر رخت و بار برده به غار

وز صغار و کبار کرده کنار

نیتش آنکه هیچ آسوده

زو نگردد به هرزه فرسوده

به حدیث رسول صدق اندیش

هست هفتاد شعبه ایمان بیش

هست ازان جمله شعبه ادنی

کردن از راه خلق دفع اذی

هیچ اذایی به راه خلق خدای

نیست بدتر ز نفس بدفرمای

منصف متصف به هوش و خرد

خلق را نیک دید و خود را بد

همه کس را ز خویش بهتر دید

بد خود را به خلق نپسندید

تا کسی کم کشد ازو باری

در دلی کم خلد ازو خاری

بار خود را به دوششان نگذاشت

خار خود را ز راهشان برداشت

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۱۲ - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتادههر که درویش ازو بود بیزار
  2. بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازندآن که شرع خدای ازوست تباه
  3. بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارفزاهدی می گذشت در راهی
  4. بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلقوان دگر آن که صحبت مولا
  5. بخش ۱۱۶ - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارمکلکی بود عاشق گلکی
  6. بخش ۱۱۷ - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمدقدوه عارفان به سر قدم
  7. بخش ۱۱۸ - اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت استچون نشستن خموش نتوانم
  8. بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده استگشت پرباد مفسدی را بوق
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.