پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند

آن که شرع خدای ازوست تباه

نیست گویا ز سر شرع آگاه

کرده در کوی و خانه و بازار

شرع و دین را بهانه آزار

کار باطل کند به صورت حق

برد از شرع مصطفی رونق

می کند پایه شریعت پست

تا دهد مایه طبیعت دست

میر بازار و شحنه شهر است

شرع ازو او ز شرع بی بهر است

شرع را تیره ساخت از توره

قند را شیره ریخت در شوره

کرده اسلام را وقایه کفر

شد ز سعیش بلند پایه کفر

ساخت یکسان ز نفس شورانگیز

دین حق را به توره چنگیز

فی المثل گر یکی ز عام الناس

بفروشد سه چار گز کرباس

خالی از داغ صاحب تمغا

در همه شهر افکند غوغا

اول از شرع دست موزه کند

زو سؤال نماز و روزه کند

سازد او را نکرده هیچ گناه

پشت و پهلو به ضرب دره سیاه

کاله اش را به گردنش ماند

گرد بازارها بگرداند

بعد از آنش سوی عسس خانه

بفرستد برای جرمانه

تا ستاند عسس به چوب از وی

بهر شحنه بهای شاهد و می

این و امثال این فراوان است

که بر آن بد نهاد تاوان است

خصم دین شد به حیله و دستان

ای خدا داد دین ازو و بستان

شرع را خوار کرد خوارش کن

شرم بگذاشت شرمسارش کن

خود چه حاجت که من دعا کنمش

بر جگر ناوک دعا زنمش

پیشتر زین به هشتصد و هفتاد

به دعایش رسول دست گشاد

کای خدا هر که کرد نصرت دین

در دو کونش نصیر باش و معین

وان که خذلان شرع خواست امروز

دل و جانش به تیر خذلان دوز

خود چه خذلان ازان بتر که کسی

باغ رضوان بدل کند به خسی

روی در خلق و پشت بر مولا

دین فروشی کند پی دنیا

بدهد دین و دنیی اندوزد

شمع دین بهر دنیی افروزد

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلقوان دگر آن که صحبت مولا
  2. بخش ۱۱۶ - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارمکلکی بود عاشق گلکی
  3. بخش ۱۱۷ - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمدقدوه عارفان به سر قدم
  4. بخش ۱۱۸ - اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت استچون نشستن خموش نتوانم
  5. بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده استگشت پرباد مفسدی را بوق
  6. بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسدآدمی ز اصل فطرت آمد صاف
  7. بخش ۱۲۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمتمصطفی کش جوامع الکلم است
  8. بخش ۱۲۲ - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنندقول صادر ز فاعل مختار
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.