پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۰۲ - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طوره

فرخ آن کس که وار خود بشناخت

کار خود را به وار خود پرداخت

شد به حکمت بلند آوازه

گام بیرون نزد ز اندازه

متقارب نهاد در ره گام

متجانب ز طفره نظام

هر که زد طفره از سر صرفه

تا به مقصد رسد به یک طرفه

نرسیدش به پای مقصد دست

گردن و پشت هر دو خرد شکست

مرغ نورس نگشته نیرومند

می پرد ز اوج آشیان بلند

می زند پر شر و بال و بال

می کند چرب گربه را چنگال

ور تو گویی که همت عالی

کز هوا و هوس بود خالی

طلب مقصد بلند کند

میل مقصود ارجمند کند

از امور دنی به بیهوده

نکند دامن خود آلوده

خوش نباشد که باز شه پرور

به هوای مگس گشاید پر

بد نماید که شیر آهو جوی

به شکار شکال آرد روی

گویم آری ولی حکیم ازل

که بود حکم او بری ز خلل

بهر هر مقصدی رهی بنمود

سوی هر خانه ای دری بگشود

طالبان را به لطف کرد خطاب

گفت فأتوا البیوت من ابواب

گر تو از در روی مبارک باد

تاج فضلت کلاه تارک باد

ور گذاری در و ز بام روی

هدف طعن خاص و عام شوی

طشت رسوائیت فتد از بام

دیگ اندیشه تو ماند خام

من نمی گویمت به کعبه مرو

همت خود مکن به کعبه گرو

می روی زادگیر و راحله جوی

روز و شب در قفای قافله پوی

ور نه غولی شوی بیابانی

هم ز کعبه هم از وطن مانی

بلکه فرسوده پای و خونین دل

باز گردی ز اولین منزل

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مردپهلوانی ز پر دلان عجم
  2. بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوریمرد غوری گرسنه و تشنه
  3. بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کردکل من کان یوثر العزله
  4. بخش ۱۰۷ - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوانعزلت سالکان بود به جسد
  5. بخش ۱۰۸ - در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشدآن یکی از همه جهان بجهد
  6. بخش ۱۰۹ - تمثیلگفت روباه بچه با روباه
  7. بخش ۱۱۰ - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرفوان دگر رخت و بار برده به غار
  8. بخش ۱۱۱ - سؤال و جواب راهبراهبی راه بی غبار گرفت
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.