پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخ

مرد مخلص نگشته از خود پاک

باشد اخلاص او همه اشراک

نفسش از چرک شرک ناشده صاف

دارد اخلاص را به خویش مضاف

نیست پیش محقق آگاه

مخلصان را جز این خطر در راه

چون رهاند حقش ز نفس دغل

کسر لامش شود به فتح بدل

بود مخلص کنون شود مخلص

دهدش مخلصی ز خود مخلص

بلکه چون خود ز نفس ناکس رست

کسر او فتح و فتح او کسر است

گر به اخلاص خود شود حاضر

بیند اخلاص حق ز خود ظاهر

مخلص آید ولی به حق نه به خود

به حق آموزد این سبق نه به خود

مخلص مخلصی که در قرآن

انبیا راست نازل اندر شان

در عبارت بود دو صیغه ولی

در حقیقت بود به یک معنی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حبار دیگر چو برد حضرت شاه
  2. بخش ۱۰۰ - تمثیلسگکی می شد استخوان به دهان
  3. بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شدگازری در در نواحی بغداد
  4. بخش ۱۰۲ - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طورهفرخ آن کس که وار خود بشناخت
  5. بخش ۱۰۳ - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اولبه تمنای سیر و نیت گشت
  6. بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مردپهلوانی ز پر دلان عجم
  7. بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوریمرد غوری گرسنه و تشنه
  8. بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کردکل من کان یوثر العزله
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.