پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۹۴ - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنه

رب تال یفوه بالقرآن

و هو یفضی به الی الخذلان

خواجه را نیست جز تلاوت کار

لیکن آن طرد و لعنت آرد بار

لعنت است اینکه بهر لهجه و صوت

شود از تو حضور خاطر فوت

فکر حسن غنا برد هوشت

متکلم شود فراموشت

نشود بر دل تو تابنده

کین کلام خداست یابنده

باده نوشی مدام با اوباش

تا شود صاف حلق تو ز خراش

حلق باید ز خلط بلغم پاک

گر بود معده پر حرام چه باک

لعنت است اینکه سازدت پی سیم

روز و شب با امیر و خواجه ندیم

مجلس ناکسان بیارایی

تا بدان یک دو خرده بربایی

خانه شان مزبله ست و قرآن نور

دار این نور را ز مزبله دور

شرم بادت که بهر مزبله ای

سازی از نور قدس مشعله ای

لعنت است اینکه همت تو تمام

گشت مصروف لفظ و حرف کلام

نقد عمرت ز فکرت معوج

خرج شد در رعایت مخرج

صرف کردی همه حیات سره

در قراآت سبعه و عشره

گر شود مدی از ادای تو کم

حرف غم در دلت شود مدغم

فوت کردی سعادت سرمد

غم نخوردی برابر یک مد

همچنین هر چه از کلام خدا

جز خدا قبله دل است تو را

موجب لعن و مایه طرد است

جبذا مقبلی کز آن فرد است

معنی لعن چیست مردودی

به مقامات بعد خوشنودی

هر که ماند از خدا به یک سر مو

آمد اندر مقام بعد فرو

گرچه ملعون نشد ز حق مطلق

هست ملعون به قدر بعد از حق

زانکه اندر مقام یکتایی

نیست مو را مجال گنجایی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۹۶ - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل استحکم لعنت ز فعل بی اخلاص
  2. بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخمرد مخلص نگشته از خود پاک
  3. بخش ۹۸ - تمثیلخس و خاشاک بین که در تگ پا
  4. بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حبار دیگر چو برد حضرت شاه
  5. بخش ۱۰۰ - تمثیلسگکی می شد استخوان به دهان
  6. بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شدگازری در در نواحی بغداد
  7. بخش ۱۰۲ - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طورهفرخ آن کس که وار خود بشناخت
  8. بخش ۱۰۳ - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اولبه تمنای سیر و نیت گشت
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.