پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا

هیچ موجود نیست در عالم

که شناسد حقیقت آدم

داند آدم حقیقت همه چیز

عین حق را حقیقت همه نیز

بیند آن عین را به چشم عیان

گشت ظاهر به صورت اعیان

غیر ازو در جهان نبیند هیچ

آشکار و نهان نبیند هیچ

لیکن این دولتی نه آسان است

بلکه خاص خواص انسان است

جانب آن اشارتیست نهفت

آن امانت که حضرت حق گفت

بر سماوات و ارض و ما فی البین

قد عرضنا الامانت فابین

لیس فی الکون کائنا ماکان

کافل حملها سوی الانسان

غیر انسان کسش نکرد قبول

زانکه انسان ظلوم بود و جهول

ظلم او آنکه هستی خود را

ساخت فانی بقای سرمد را

جهل او آنکه هر چه جز حق بود

صورت آن ز لوح دل بزدود

نیک ظلمی که عین معدلت است

نغز جهلی که مغز معرفت است

ای نکرده دل از علایق صاف

مزن از دانش حقایق لاف

زانکه در عالم خدا دانی

جهل علم است و علم نادانی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستندنحویی گفت در حضور عوام
  2. بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقةپیر دهقان چو دانه گندم
  3. بخش ۸۴ - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان استسالها شد که روی در دیوار
  4. بخش ۸۵ - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوستچون ز نفس و حدیثش آیی تنگ
  5. بخش ۸۶ - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کردهست حق را دو اسم کارگزار
  6. بخش ۸۷ - مناجاتای خدا کمترین گدای توام
  7. بخش ۸۸ - انتقال از استعاذه به بسملهچون زبان و جنان و ارکان را
  8. بخش ۸۹ - اشارة حرفیة الی الباءبا که از بسمله ست حرف نخست
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.