پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۷۹ - در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب الذات و عدم تمایز ایشان از یکدیگر لا علما و لا عینا و تمایز ایشان فی ثانی رتب الذات علما لا عینا و ظهور ایشان فی مراتب الکون متفرقة مفصلة پس ظهور ایشان در مرتبه انسان کامل مجتمعة وحدانیة کما فی ا

بود جمله شئون حق ز ازل

مندرج در تعین اول

همه بالذات متحد با هم

همه در ضمن یکدگر مدغم

همه در ستر جمع متواری

همه از فرق و حکم او عاری

در میانشان تعدد و تمییز

خارجا منتفی و علما نیز

بعد ازان در تعین ثانی

شد مفصل شئون پنهانی

شد حقایق ز یکدگر ممتاز

امتیازی درون پرده راز

امتیازی ز روی علم فقط

ز امتیازات خارجی منحط

وز پی آن حقایق مذکور

آمد از موطن بطون به ظهور

گرچه بودند باطن اندر ذات

ظاهر ذات بود چون مرآت

عکس باطن نمود در ظاهر

گشت امکان وجوب را ساتر

واجب از عکس صورت باطن

منصبغ شد به صبغ هر ممکن

متعدد به پیش چشم شهود

بود واحد به ذات لیک نمود

ز اختلاف تنوعات ظهور

شد مراتب عوالم مشهور

اولا عالم عقول و نفوس

وز پی آن مثال بس محسوس

زین عوالم باسرها اسما

نشد الا جدا جدا پیدا

بود هر شخص شخصی از اشخاص

زین عوالم به اسم دیگر خاص

آمد آیینه جمله کون ولی

همچو آیینه ای نکرده جلی

ننمود اندر او به وجه کمال

صورت ذوالجلال و الافضال

زانکه بود این تفرق عددی

مانع از سر جمعی احدی

گشت آدم جلای این مرآت

شد عیان ذات او به جمله صفات

مظهری گشت کلی و جامع

سر ذات و صفات ازو لامع

متجلی شد اندرین مظهر

همه اسما به رنگ یکدیگر

شد تفاصیل کون را مجمل

بر مثال تعین اول

به وی این دایره مکمل شد

آخرین نقطه عین اول شد

مصحفی گشت جامع آیات

هستی اش غایت همه غایات

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان استحد انسان به مذهب عامه
  2. بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستندنحویی گفت در حضور عوام
  3. بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقةپیر دهقان چو دانه گندم
  4. بخش ۸۴ - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان استسالها شد که روی در دیوار
  5. بخش ۸۵ - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوستچون ز نفس و حدیثش آیی تنگ
  6. بخش ۸۶ - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کردهست حق را دو اسم کارگزار
  7. بخش ۸۷ - مناجاتای خدا کمترین گدای توام
  8. بخش ۸۸ - انتقال از استعاذه به بسملهچون زبان و جنان و ارکان را
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.