پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۷۵ - در بیان آنکه نشئه ملکیه ادراک این معنی نمی کرد و لهذا زبان طعن بر آدم علیه السلام گشادند و بر وی به فساد و سفلک گواهی دادند

بود بیرون ز نشئه املاک

که کنند این دقیقه را ادراک

لاجرم گاه خلقت آدم

می زدند از غرور و دعوی دم

کای خدا با مسبحیم تو را

سبحه خوانان مصلحیم چرا

ز آب و گل صورتی برانگیزی

کاید از وی فساد و خونریزی

فاضل اینجا به پیشگاه قبول

چیست حکمت ز خلقت مفضول

گل بود خار و خس چه کار آید

پیش عنقا مگس چه کار آید

علم الله آدم الأسما

کلها ای حقایق الأشیا

اسم حق پیش صاحب عرفان

نیست الا حقایق اعیان

کرد اسما تمام تعلیمش

کرد اوصاف ذات تفهیمش

بعد ازان گفت مر ملائکه را

انبئونی بهذه الأسما

همه گشتند منحرف ز غرور

همه گفتند معترف به قصور

ما علمنا وراء ما علمت

ما فهمنا خلاف ما فهمت

صنعت توست آفرینش ما

رحمت توست علم و بینش ما

هر چه ما را نموده ای دانیم

هیچ بر وی فزود نتوانیم

پس به آدم رسید بار دوم

از خدا این ندا که انبئهم

بالأسامی التی بهم ظهرت

چون ز اسرارشان بود خبرت

آدم از امر حق زبان بگشاد

شرح آن نامها یکایک داد

زانکه هست از تمامی اشیا

آدمی کل و مابقی اجزا

هر چه در جزو هست در کل هست

جزو را کوته است از کل دست

نیست در هیچ جزو کل به کمال

هست در کل جمیع اجزا حال

کل چو گردد به ذات خود دانا

همه معلوم او شود اجزا

ور شود جزو نیز مدرک خویش

ننهد پا ز دانش خود پیش

گرچه علمش به خود شود حاصل

به دگر جزوها بود جاهل

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۷۷ - داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گفت یا رب لم خلقت الخق؟ حضرت سبحانه در جواب وی گفت کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرفگفت داوود با خدای به راز
  2. بخش ۷۸ - اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفاتعلم حق است کامده ست پدید
  3. بخش ۷۹ - در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب الذات و عدم تمایز ایشان از یکدیگر لا علما و لا عینا و تمایز ایشان فی ثانی رتب الذات علما لا عینا و ظهور ایشان فی مراتب الکون متفرقة مفصلة پس ظهور ایشان در مرتبه انسان کامل مجتمعة وحدانیة کما فی ابود جمله شئون حق ز ازل
  4. بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولاهیچ موجود نیست در عالم
  5. بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان استحد انسان به مذهب عامه
  6. بخش ۸۲ - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستندنحویی گفت در حضور عوام
  7. بخش ۸۳ - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقةپیر دهقان چو دانه گندم
  8. بخش ۸۴ - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان استسالها شد که روی در دیوار
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.