پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

بلبلا این چمن چه بستانیست

ناله می‌زن که خوش گلستانیست

بر رخ چون گلش که جان آزرد

چون جهانش هزار دستانیست

وصف نور رخش نشاید کرد

شمع ما زیور شبستانیست

چمن از گلرخ بتم رنگیست

که به هر گوشه‌ایش دستانیست

منتظر بر جمال چهرهٔ گل

بلبل خوش نفس زمستانیست

درس عشق رخ تو می‌گویند

در جهان هر کجا دبستانیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸به دردم غیر وصل تو دوا نیست
  2. شمارهٔ ۲۵۹جهان را باز ایام جوانیست
  3. شمارهٔ ۲۶۰دلم ز روی چو خورشید تو شکیبا نیست
  4. شمارهٔ ۲۶۱ترا در دل مگر مهر و وفا نیست
  5. شمارهٔ ۲۶۲آخر ز چه رو در دل تو مهر و وفا نیست
  6. شمارهٔ ۲۶۳جز بوی سر زلف تو با باد صبا نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۴جز غم به جهان نصیب ما نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۵ای دل چو جهان به کام ما نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.