پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست

بویت خوش است حال سر زلف یار چیست

بوئیست بس عزیز عجیب حیات بخش

با بوی زلفش عنبر و مشک تتار چیست

با چشم نیم مست تو نرگس چه دسته‌ایست

با قد دلفریب تو سرو و چنار چیست

در زلف بی قرار پریشان آن نگار

حال دل رمیدهٔ این بی قرار چیست

گلهای روز وصل تو در دامن رقیب

بر جان بی دلان غمت نوک خار چیست

روزی اگر به سوی غریبان گذر کنی

جز جان نازنین به جهانم نثار چیست

آمد بهار و روی دلارام و بوستان

خواهد دلم که بهتر از این در بهار چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹دل به عشق یار دادم چاره چیست
  2. شمارهٔ ۲۵۰ما را به درد عشق تو جز صبر چاره چیست
  3. شمارهٔ ۲۵۱در سر هوسم ز عشق بازیست
  4. شمارهٔ ۲۵۲بیا که غمزه مستت به عین دلدوزیست
  5. شمارهٔ ۲۵۳نظر به روی تو صبحی نشان فیروزیست
  6. شمارهٔ ۲۵۴مرا بر در تو سر بندگیست
  7. شمارهٔ ۲۵۵هر جا که همچو روی تو در بوستان گلیست
  8. شمارهٔ ۲۵۶بلبلا این چمن چه بستانیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.