پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست

آخر هوای آن صنم گل عذار چیست

گر نیست میل او سوی ما همچو سرو ناز

نازش ز حد برفت همه انتظار چیست

گویند دوستان که مده دل به دست او

ما را در این میانه بگو اختیار چیست

گر نیست مهر در دل سختش عجب مدار

نام وفا و مهر در این روزگار چیست

بویی خوشست از سر زلفت به دست باد

نسبت به بوی زلف تو مشک تتار چیست

گر نیم شب ز لطف درآید به کوی ما

جز جان به پای دوست بگو تا نثار چیست

بگذر میان باغ کنون تا خجل شود

با قدّ دلفریب تو سرو و چنار چیست

گرنه ز بوی باد بهارست در جهان

آخر بگو که این همه نقش و نگار چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸ای جهان این همه درد دل بی پایان چیست
  2. شمارهٔ ۲۴۹دل به عشق یار دادم چاره چیست
  3. شمارهٔ ۲۵۰ما را به درد عشق تو جز صبر چاره چیست
  4. شمارهٔ ۲۵۱در سر هوسم ز عشق بازیست
  5. شمارهٔ ۲۵۲بیا که غمزه مستت به عین دلدوزیست
  6. شمارهٔ ۲۵۳نظر به روی تو صبحی نشان فیروزیست
  7. شمارهٔ ۲۵۴مرا بر در تو سر بندگیست
  8. شمارهٔ ۲۵۵هر جا که همچو روی تو در بوستان گلیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.