پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۸

جهان بگرفت باز از سر جوانی

رسید ایام عیش و کامرانی

بهار و نرگس و بید و بنفشه

کنار جوی و روز شادمانی

شکفته ارغوان و سوسن آزاد

چمن سبز و شراب ارغوانی

کنونت ای عزیزا قدر بشناس

مده بر باد غم عمر و جوانی

به رخ اندر چمن همچون گل نو

به قد در باغ سرو بوستانی

به جان آمد دلم در درد عشقت

مکن زین بیش با ما دلستانی

مرا در سر به جای نور چشمی

مرا در تن تو چون روح و روانی

رقیب بی خرد چندم دهی پند

تو قدر روز وصل او چه دانی

ز تاب هجر جانان مشکن ای دل

که بهر روز وصلش در جهانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۰دلی که نیست به درد فراقت ارزانی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۱دلی ز دست بدادم ز روی نادانی
  3. شمارهٔ ۱۳۶۲ای جان و زندگانی عمری و شادمانی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۳صبا تو حال دل تنگ ما نکو دانی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۴تو جام جهان نمای جانی
  6. شمارهٔ ۱۳۶۵بده ساقی تو جام ارغوانی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۶صبا حال دلم را نیک دانی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۷جانا چه باشد ار دل ما را دوا کنی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.