پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۹

مرا که در دو جهان راحت دل و جانی

به درد عشق تو درمانده‌ام تو درمانی

مرا به غیر تو مقصود در دو عالم نیست

خدای داند و من دانم و تو هم دانی

بیا که ملک دل ایثار خاک مقدم تست

به هرچه حکم کنی بر دلم تو سلطانی

منم ز جان و دلت معتقد ولی چه کنم

که اعتقاد من خسته دل نمی‌دانی

وگر تو چارهٔ درد دلم بخواهی کرد

چو من شوی که به درمان خویش درمانی

ایا وصال تو آب حیات من تا چند

مرا بر آتش سوزان هجر بنشانی

تو شاه و حاکم و فرماندهی و ما محکوم

که نیست چارهٔ ما غیر بنده فرمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۱دلی ز دست بدادم ز روی نادانی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۲ای جان و زندگانی عمری و شادمانی
  3. شمارهٔ ۱۳۶۳صبا تو حال دل تنگ ما نکو دانی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۴تو جام جهان نمای جانی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۵بده ساقی تو جام ارغوانی
  6. شمارهٔ ۱۳۶۶صبا حال دلم را نیک دانی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۷جانا چه باشد ار دل ما را دوا کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۸جانا چه باشد ار نظری سوی ما کنی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.