پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرماید

شوق، شهباز محبت را پرست

در حریم انس جان را رهبر است

شوق، دار و خانه اهل بلاست

کلبه پر نور مستان خداست

شوق را گرچه بلند آمد مقام

نیست یکسان اندر او هر خاص و عام

دوستی بی شوق نپذیرد کمال

وانکه بی چوگان نشد گوی رجال

سالکان را در طریقت هر زمان

همتی بخشد خداوند جهان

گرچه هر دم عشق را جولان کنند

اشتیاق قرب را قربان کنند

در طلب یاد نهایت نارواست

زانکه مطلوب همه بی منتهاست

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۲۹ - در بیان تجرید می‌فرمایدچیست تجرید‌، از علایق پاک شو
  2. بخش ۳۰ - در بیان تلوین و تمکین میفرمایدچون بیارایند بزم انس را
  3. بخش ۳۱ - در بیان غیبت و حضور میفرمایدمحو کن نقش خود از روی ورق
  4. بخش ۳۲ - در علم الیقین و عین الیقین میفرمایددیده باطن اگر بینا شود
  5. بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکینای اسیر خود حجاب خود توئی
  6. بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرمایدبند راه تو، هم از اوصاف تست
  7. بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک
  8. بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.