پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۳۰ - در بیان تلوین و تمکین میفرماید

چون بیارایند بزم انس را

برکشند از دام صید قدس را

میدهند او را ز جام دوستی

تا برون آید ز دام نیستی

این قدح را هر دل بینا کشد

تشنه باشد گرچه صد دریا کشد

عاشق اینجا بس پریشانی کند

حالتش دعوی سبحانی کند

خستۀ آن خنجر خونخوار بود

آنکه در کوی بلا بردار بود

این محل آفتست و جای بیم

صد هزار اینجا به یک ساعت دو نیم

دانشی در عین دانائیست این

منطقی از طیر سبحانیست این

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۳۲ - در علم الیقین و عین الیقین میفرمایددیده باطن اگر بینا شود
  2. بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکینای اسیر خود حجاب خود توئی
  3. بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرمایدبند راه تو، هم از اوصاف تست
  4. بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک
  5. بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید
  6. بخش ۳۷ - در بیان سماع و کیفیت آن میفرمایدصبحدم بر کف نهادم جام عشق
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.