پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکین

ای اسیر خود حجاب خود توئی

پاک باید دامن از گرد دوئی

جان چو پروانه بروی شمع باش

آنگهی در بزم وحدت جمع باش

یک دل و صد آرزویش مشکل است

یک مرادت بس بود چون یک دلست

هر کرا در دل پریشانی کشد

زود بنیادش به ویرانی کشد

جان عاشق جمع در عین بقاست

مرغ آزاد است و باز آشناست

تفرقه در بندگی پیدا شود

زانکه بازارت پر از غوغا شود

تفرقه ز احوال حق آمد پدید

جمع گشت آنکه به اوصافش رسید

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک
  2. بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید
  3. بخش ۳۷ - در بیان سماع و کیفیت آن میفرمایدصبحدم بر کف نهادم جام عشق
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.