پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمة

رهروی ناگه به نزد بایزید

چون بر آمد خانه را دربسته دید

حلقه بر در زد که مرغ دام کو‌؟

رهبر عالم شه بسطام کو‌؟

بایزیدش گفت کای روشن‌روان

سال‌ها شد تا ازو جویم نشان

در همه عمر آرزوی او مراست

بایزید اندر همه عالم کجاست

من بسی جستم ز پیدا و نهفت

کس نشان بایزیدم را نگفت

پاکباز‌ان ره چنین پیموده‌اند

تا دمی بی‌خود ز خود آسوده‌اند

گر بدو پیوندی از خود درگذر

بی‌نشان شو تا نشان یابی مگر

با تو گویم در رهش چون آمدی

همچو مار از پوست بیرون آمدی

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.