پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۲۹ - در بیان تجرید می‌فرماید

چیست تجرید‌، از علایق پاک شو

در ره آزادگان چالاک شو

همچو مرغان بستهٔ دانه مباش

مبتلای خویش و بیگانه مباش

همچو گل خندان و بیرون شو ز پوست

گر تو را معنی تجریدی ازوست

در لب دریا به غواصان نگر

کاو به تجرید آورد چندان گهر

چون مجرد شد ز نقد و نسیه مرد

او برآورد از فلک یکبار گرد

کم زن ای دل گر همی‌خواهی کمال

سر این معنی‌ست انفق یا بلال

هرکه در تجرید مرد فرد نیست

در طریق اهل معنی مرد نیست

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۳۱ - در بیان غیبت و حضور میفرمایدمحو کن نقش خود از روی ورق
  2. بخش ۳۲ - در علم الیقین و عین الیقین میفرمایددیده باطن اگر بینا شود
  3. بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکینای اسیر خود حجاب خود توئی
  4. بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرمایدبند راه تو، هم از اوصاف تست
  5. بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک
  6. بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید
  7. بخش ۳۷ - در بیان سماع و کیفیت آن میفرمایدصبحدم بر کف نهادم جام عشق
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.