پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۳۱ - در بیان غیبت و حضور میفرماید

محو کن نقش خود از روی ورق

تا بخوانی آیت اثبات حق

هان حسینی قصه را کوتاه کن

بی حسینی عزم آن درگاه کن

حاصل الامر آفت خود هم توئی

نور حق پیداست نامحرم توئی

ای به پستی مانده از بالا مپرس

تیغ لانارانده از الا مپرس

در کمال خود چو باشی پایبند

آخر از نور یقین شو بهره مند

عقل فرزانه چو هستت همنشین

بازیابی نکته علم الیقین

چون گذشتی در ره دانش بچست

خود به بینی آنچه دانستی نخست

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۳۳ - در بیان قید در مقام تمکینای اسیر خود حجاب خود توئی
  2. بخش ۳۴ - در بیان تجلی صفات میفرمایدبند راه تو، هم از اوصاف تست
  3. بخش ۳۵ - در بیان تجلی ذات میفرمایدچون زدود آئینه، صافی شد زشک
  4. بخش ۳۶ - حکایت بایزید علیه الرحمةرهروی ناگه به نزد بایزید
  5. بخش ۳۷ - در بیان سماع و کیفیت آن میفرمایدصبحدم بر کف نهادم جام عشق
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.