پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷ - و له ایضا

مطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابی

از تشنگی بمُردم بر آتشم زن آبی

تا من خیال رویت دیدم به خواب مستی

از حسرت خیالت راضی شدم به خوابی

گر سر ز پای اسبت از دست غم بتابم

در گردنم درافکن از زلف خود طنابی

از خال همچو دانه کام دلم برآور

کز آب دیدگانم می گردد آسیابی

گر از درم برانی چون بندگان به خواری

نگریزم از در تو هرگز به هیچ بابی

از لعل شکرینت، هر خنده ای و مصری

وز زلف عنبرینت، هر حلقه ای و تابی

روزی به خنده گفتی: کام دلت برآرم

درویش مستحقم گر می کنی ثوابی

یک بوسه از لبانت بهر زکات خوبی

صد ره سئوال کردم، یک ره بده جوابی

حیدر بسان مستان در بزم می پرستان

از خون خورد شرابی، وز دل کند کبابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ - و له ایضانباشد در جهان همچون تو یاری
  2. شمارهٔ ۱۰ - و له ایضاحسبة لله عزیزان یار من باز آورید
  3. شمارهٔ ۱۱ - و له ایضادوش، آغوش و بر و بوس و کناری داشتم
  4. شمارهٔ ۱۲ - و له ایضا - مثنویچو خورشید رخشنده رخ برفروخت
  5. شمارهٔ ۱۳ - فی مدح سلطان حسین شیرازیروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  6. شمارهٔ ۱۴ - غزلای سَمَن‌عارِضِ مَه‌پیکرِ شیرین‌گفتار
  7. شمارهٔ ۱۵ - و له ایضاپرتو روی تو از روی صفا می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۶ - و له ایضاترک سرمست تو خون دل ما می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.