پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰ - و له ایضا

حسبة لله عزیزان یار من باز آورید

دل ز دستم می رود، دلدار من باز آورید

از سر راه وفا از غایت لطف و کرم

تا شود غمخوار من، غمخوار من باز آورید

آن طبیب دل که یاقوتش دوان جان بود

از برای این دل بیمار من باز آورید

آن بت مه پیکر خورشید روی زهره چشم

مشتری وارش سوی بازار من باز آورید

خاک پای مرکبش کآن کحل بینایی بود

از برای چشم گوهربار من باز آورید

ساقیان سیم تن! زآن آتشین آبم دهید

باشد آبی را به روی کار من باز آورید

همچو حیدر در جهان دیوانه گردم روز و شب

تا به پیش من پری رخسار من باز آورید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲ - و له ایضا - مثنویچو خورشید رخشنده رخ برفروخت
  2. شمارهٔ ۱۳ - فی مدح سلطان حسین شیرازیروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  3. شمارهٔ ۱۴ - غزلای سَمَن‌عارِضِ مَه‌پیکرِ شیرین‌گفتار
  4. شمارهٔ ۱۵ - و له ایضاپرتو روی تو از روی صفا می‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۶ - و له ایضاترک سرمست تو خون دل ما می‌ریزد
  6. شمارهٔ ۱۷ - و له ایضاآب کز دیده روان شد ببرد بنیادم
  7. شمارهٔ ۱۸ - و له ایضاتا دل خسته به دست سر زلفت دادم
  8. شمارهٔ ۱۹ - و له ایضاروز نوروز و می و مطرب و معشوق و بهار
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.