پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

فرهنگ نامه

بخش ۳ - خطاب زمین بوس

سپهر آستانا، ملک چاکرا

کرم گسترا، بندگان پرورا

دل افروز پاکی نهادان تویی

رخ بخت را، بامدادان تویی

منت، ازکمین بندگانم یکی

که در بندگی می ندارم شکی

شب شیب، روزم به تاراج برد

ستمگر ز ویرانه ام، باج برد

خرابات عشق است آبادیم

بکش بر جبین، خط آزادیم

فروزان کن از ناله ام، شمع طور

نگون کن به داغم، نمکدان شور

زبان تا بود، در ثنای تو باد

روان، خاک راهِ رضای تو باد

ادامه‌ی فرهنگ نامه

  1. بخش ۵ - ستایش خاقان سخنسخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست
  2. بخش ۶ - در گشایش این نامهٔ نامی گویدشکست استخوان، طبع اندیشه زای
  3. بخش ۷ - در وصف حسنبر وبرز ، چون سرو آراسته
  4. بخش ۸ - صفت جنگدل خاک شد از ستوران، ستوه
  5. بخش ۹ - صفت تیغتناور نهنگی‌ست شمشیر او
  6. بخش ۱۰ - صفت اسبخرامنده کوهی، فلک پیکری
  7. بخش ۱۱ - صفت نامهبفرمود دانای روشن ضمیر
  8. بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گویدز افسون چرخِ دریده دهل
همه‌ی فرهنگ نامه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.