پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

فرهنگ نامه

بخش ۶ - در گشایش این نامهٔ نامی گوید

شکست استخوان، طبع اندیشه زای

به دندانهٔ کلک پولاد خای

که اندیشه، جادونگاری گرفت

بنای سخن استواری گرفت

ز صد چشمه خون بیش، پیمود دل

که شد صفحه ام رشک چین و چگل

به دل، کاوش دیده نگذاشت نم

که گوهر فرو ریخت، ابر قلم

خرد دفتر جزء و کل را گشود

که اندیشه، کلک آزمایی نمود

به پیچ و خم فکر، عمری گذشت

که خاطر خداوند سررشته گشت

ز معنی، دلم جام جمشید زد

نیم، زخمه بر ساز ناهید زد

حزین، زلف معنی ست در مشت باد

به این تار، کلک خوش انگشت باد

رسایی ده، آوای اندیشه را

فراسوده مگذار این بیشه را

ادامه‌ی فرهنگ نامه

  1. بخش ۸ - صفت جنگدل خاک شد از ستوران، ستوه
  2. بخش ۹ - صفت تیغتناور نهنگی‌ست شمشیر او
  3. بخش ۱۰ - صفت اسبخرامنده کوهی، فلک پیکری
  4. بخش ۱۱ - صفت نامهبفرمود دانای روشن ضمیر
  5. بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گویدز افسون چرخِ دریده دهل
  6. بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرمایدبه دیبا و اطلس فریباست، زن
  7. بخش ۱۴ - خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکمچو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر
  8. بخش ۱۵ - حکایتشنیدم شهنشاه گیتی گشای
همه‌ی فرهنگ نامه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.