پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

فرهنگ نامه

بخش ۵ - ستایش خاقان سخن

سخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست

بهین حجّت معجز احمدی ست

سخن چشمهٔ زندگانی بود

سخن نعمت جاودانی بود

سخن را به فرق سپهر افسری ست

به عالم، سخن سنج را سروری ست

زگنج سخن مایه دار است دل

چو نبود سخن، دل بود مشتِ گل

سخن گوهر و ابر نیسان دل است

سخن هدهد است و سلیمان دل است

به نطق، آدمی زاده انسان بود

حریف زبان بسته، حیوان بود

ولیکن نه هرکس سخن گستر است

بسا لب، که خاموشیش درخور است

شراب ار نداری به خم، پرمجوش

چو گوهرفروشی ندانی، خموش

ز آواز گردد عیان، حالها

خوشا حال سربستهٔ لال ها

ادامه‌ی فرهنگ نامه

  1. بخش ۷ - در وصف حسنبر وبرز ، چون سرو آراسته
  2. بخش ۸ - صفت جنگدل خاک شد از ستوران، ستوه
  3. بخش ۹ - صفت تیغتناور نهنگی‌ست شمشیر او
  4. بخش ۱۰ - صفت اسبخرامنده کوهی، فلک پیکری
  5. بخش ۱۱ - صفت نامهبفرمود دانای روشن ضمیر
  6. بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گویدز افسون چرخِ دریده دهل
  7. بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرمایدبه دیبا و اطلس فریباست، زن
  8. بخش ۱۴ - خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکمچو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر
همه‌ی فرهنگ نامه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.