پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

فرهنگ نامه

بخش ۹ - صفت تیغ

تناور نهنگی‌ست شمشیر او

سر شرزه شیر است، نخجیر او

قضا را به کشور بود مرزبان

زبان اجل را بود ترجمان

بدانسان که گل، جامه سازد، کفن

کند لخت چرم شخ کرگدن

ز یک حملهاش، در سپنجی سرای

طرفدار پنجم، درافتد ز پای!

چو لقمه به دم، قاف را بشکرد

جگرگاه البرز را بردَرَد

خط سرنوشت یلان راست، کیش

تراشیدن بیستون راست، نیش

ازو خاک در لرزه چون برگ بید

به یک جو روان، آب و آتش که دید

ز سهمش قد تیر گردون، کمان

برش، پیکر فتح را پشتوان

ز خون در برش ارغوانی پرند

سران، از خم جوهرش در کمند

به صیدافکنی، چون درآید دلیر

فتد لرزه بر گردهٔ نرّه شیر

خمش، بارگاه ظفر را رواق

دمش، از دو پیکر ببرد نطاق

کند نام هستی ز بد کیش، حک

دو یک پنج نوبت زند بر فلک

ادامه‌ی فرهنگ نامه

  1. بخش ۱۱ - صفت نامهبفرمود دانای روشن ضمیر
  2. بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گویدز افسون چرخِ دریده دهل
  3. بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرمایدبه دیبا و اطلس فریباست، زن
  4. بخش ۱۴ - خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکمچو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر
  5. بخش ۱۵ - حکایتشنیدم شهنشاه گیتی گشای
  6. بخش ۱۶ - صفت ممالک بهشت نشان ایران عَمَّره اللّهبهشت برین است ایران زمین
  7. بخش ۱۷ - در توصیف دارالسلطنه اصفهان گویدگرامی ترین عضو انسان دل است
  8. بخش ۱۸ - در صفت خاموشی گویدتو را تا نباشد گرانمایه ای
همه‌ی فرهنگ نامه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.