پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۶

دگر خونابه دل، دیده را آلودنی دارد

می پرزور، اشک لاله گون پیمودنی دارد

به خوابم دولت بیدار می آید، از آن روزی

که چشمم در نظر بر آستانش سودنی دارد

چه شد چون شمع محفل گر تنم فرسودنی دارد

تف عشق بتان در سینه ام افزودنی دارد

به دل تا چند از خوناب حسرت، جرعه پیمایی؟

سرت گردم، شراب وصل هم پیمودنی دارد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۸عمر گذران، فکر مه و سال ندارد
  2. شمارهٔ ۱۳۹با داغ محبت، دل دیوانه نسازد
  3. شمارهٔ ۱۴۰شراب خون من، آن مست را مخمور می‌سازد
  4. شمارهٔ ۱۴۱مریض زهد را آن روی آتشناک می‌سازد
  5. شمارهٔ ۱۴۲ز افسانه کی به شب، مژهٔ ما به هم رسد؟
  6. شمارهٔ ۱۴۳هرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد
  7. شمارهٔ ۱۴۴سخن چون می‌سرایم، کلک شکربار می‌سوزد
  8. شمارهٔ ۱۴۵رنگت به خون لاله، قدح در خمار زد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.