پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۷

تپش سینهٔ ما، بانگ درایی دارد

جادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد

فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگر

جام آیینه، می هوش ربایی دارد

زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسید

سایه گویا به سرم، بال همایی دارد

طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفی

فهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۹با داغ محبت، دل دیوانه نسازد
  2. شمارهٔ ۱۴۰شراب خون من، آن مست را مخمور می‌سازد
  3. شمارهٔ ۱۴۱مریض زهد را آن روی آتشناک می‌سازد
  4. شمارهٔ ۱۴۲ز افسانه کی به شب، مژهٔ ما به هم رسد؟
  5. شمارهٔ ۱۴۳هرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد
  6. شمارهٔ ۱۴۴سخن چون می‌سرایم، کلک شکربار می‌سوزد
  7. شمارهٔ ۱۴۵رنگت به خون لاله، قدح در خمار زد
  8. شمارهٔ ۱۴۶شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.