پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت

چو خضر تا به ابد عمر جاودانی یافت

هر آنکه دید رخت جان آشکارا دید

هر آنکه یافت لبت آب زندگانی یافت

هر آنکه رسته دندان چون در تو گزید

زجزع دامن پر لعل های کانی یافت

کسی که بر گل رخسار تو فکند نظر

کنار خویش پر از اشک ارغوانی یافت

دلا مگرد پی وصل ملک ناممکن

که رایگان نتوان گنج شایگانی یافت

لب از هوای لبت باد سرد و حسرت دید

دل از لقای رخت داغ لن ترانی یافت

لبش مجوی که کام سکندر است و چو زو

نیافت کام سکندر تو چون توانی یافت

به وصل خویشم برنا و چشم روشن کن

کزین توانی اقبال آسمانی یافت

به زندگانی باقی رسان مرا به شبی

کزین توانم کام از جهان فانی یافت

به بوی جامه نه پیری ضریر برنا شد

شب وصال نه زالی ز سر جوانی یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳دم فروکش دلا که همدم نیست
  2. شمارهٔ ۱۴آن دل که جو جانش داشتم نیست
  3. شمارهٔ ۱۵یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
  4. شمارهٔ ۱۶چون زلف سرفشان تو در تاب می‌رود
  5. شمارهٔ ۱۷چو غنچه وقت سحر حلّه‌پوش می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۸نه چو رخت ماه سخنگو بود
  7. شمارهٔ ۱۹یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
  8. شمارهٔ ۲۰اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.