پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۹۹ - رباعی

با مردم نیک بد نمی‌باید بود

در سایهٔ دیو و دد نمی‌باید بود

مفتون معاش خود نمی‌باید بود

مغرور به فضل خود نمی‌باید بود

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - رباعییاران چو به هم دست در آغوش کنید
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - رباعیعشق آتش غم در دل ویرانه نهاد
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - رباعیای هر نفسی نهاده بر کف ساغر
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - رباعیبنگر به چمن جمال فرخندهٔ گل
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - رباعیهرگز نکنم سوز تو ای شمع چگل
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - رباعیجانا چو شبی با تو به روز آوردم
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - رباعیمن ترک تو ای نگار آسان ندهم
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - رباعیآن به که بجامِ باده دل شاد کنیم
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.